جهت عضویت کلیک کنید

رسانه رسمی شهرداری مُعِزآباد جابری  

  • امروز : سه‌شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 9 June - 2026
کل 103 امروز 0
0
0
شهید والامقام شهر معزآبادجابری

شهید عبدالرضا میرزایی جابری

  • کد خبر : 1783
  • 14 مارس 2026 - 14:00
شهید عبدالرضا میرزایی جابری
شهید عبدالرضا میرزایی جابری

شهید عبدالرضا میرزایی جابری

نام پدر: گل میرزا

تاریخ تولد : 1348/06/09

محل تولد : معزآبادجابری

تحصیلات : اول راهنمایی

شغل :محصل ارگان اعزام کننده بسیج

محل شهادت : جبهه کوشک

تاریخ شهادت : 1362/12/23

محل دفن :گلزار شهدای معزآبادجابری

زندگینامه:

شهید بسیجی عبدالرضا میرزایی جابری در خانواده ای مومن به اسلام و در معزآبادجابری در خانواده  عشایری به دنیا آمد و در دامان مادری دلسوز و پدری مهربان پرورش یافت در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و تا سال اول راهنمایی درس خواند با شروع سال تحصیلی جدید پس از مدتی تحصیل برای اولین بار با اصرار به همراه برادرش که او نیز محصل بود عازم جبهه شد و مدت چهار ماه در جبهه به خدمت مشغول شد و پس از انجام این ماموریت به سلامت برگشت شور و شوق جبهه باعث شد که برای دومین بار پس از مدتی دیگر به جبهه برود که این مرحله نیز به مدت سه ماه به همراه یکی دیگر از برادرانش عازم جبهه (عین خوش )گردید بعد از آن به جبهه کردستان اعزام شد و پس از مدتی برای دیدم خانواده به مرخص آمد پس از اتمام مرخصی دوباره راهی کردستان شد براثر منحرف شدن ماشینشان مجروح شد و مدتی در بیمارستان بستری گردید پس از بهبودی به خانه آمد و مادرش را دلداری می داد و می گفت خدا را شکر کن که از این حادثه جان سالم به در بردم تا شاید در جبهه شهادت نصیبم گردد این حادثه یک امتحان الهی است که مرا برای شهادت آماده میکند پس از مدتی استراحت دوباره تصمیم گرفت به جبهه برود این مرحله به همراه شهید حاجعلی رحیمی جابری مدتی را در واحد مهندسی – رزمی سپاه آموزش دید و به همراه ایشان برای ساخت سنگر و خاکریز برای ماموریت شش ماهه راهی جبهه کوشک شد که پس از یک ماه از انجام ماموریت به همراه دوست و هم محلی شهیدش حاجعلی رحیمی در شب 1362/12/23 درحال انجام ماموریت هدف خمپاره دشمن قرار می گیرند و به شهادت می رسند

وصیت نامه گهربار شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدواند بخشنده مهربان

وصیت نامه شهید عبدالرضا میرزایی جابری

من به یاری خداوند متهال به جبهه می روم تا آن مزدوران عراقی را به کمک خدواند نابود کنم من نمیتوانم در اینجا بمانم و دیگر برادران در جبهه ها جنگ کنند من اگر در جبهه شهید شدم بهتر از آن است که در بستر یا در زیر ماشین بمیرم من باید به جبهه بروم و به یاری دیگر برادران جنگ کنم مگر خون من قرمز تر از خون دیگرشهیدان است که در جبهه ها شهید می شوند من باید بروم تا دیگر برادران خسته نشوند و من باید به جبهه بروم تا اینکه دیگر برادران هم خسته نشوند و در آن سنگلاخها و در آن گرماها و سرماها (باشند) و من در اینجا باشم من باید به دیگر برادران کمککنم و این یک واجب شرعی است و جبهه خود یک نعمت است ه خدواند به ما داده است و ما باید به جبهه برویم و من به پدر و مادرم درود می فرستم که من را به این بزرگی کرده اند و من نتوانستم کوچکترین زحمات آنان را جبران کنم و ان شاء الله اگر زنده برگشتم زحمات آنان را جبران می کنم و باید من را حلال کنند

والسلام علیکم و رحمت الله برکاته

 

لینک کوتاه : https://m-jaberi.ir/?p=1783

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها